رابطة « اخلاق» و «الهیات» در فلسفة ایمانوئل لویناس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

این مقاله به تحلیل رابطة اخلاق و الهیات در تفکر لویناس می‌پردازد. لویناس با مطرح کردن مساله «همان» و «دیگری» در فلسفه خود، اخلاق را پایه فلسفة اولی یا الهیات خویش قرار می‌دهد. او با تفسیری غیر هستی‌شناختی از خدا و تلقی خدا به عنوان «دیگری مطلق»، ذهنیت انسان و تصور نامتناهی  را شالودة اخلاق می‌سازد و الهیات را  وارد عرصه اخلاق می‌کند. به زعم این فیلسوف الهیات باید از بستر رابطة چهره به چهره انسان مسیر الهی را دنبال کند نه از طریق رابطه هستی‌شناختی بین خدا و انسان. لویناس معتقد است که سوژه از بنیاد، اخلاقی است. به نظر لویناس فلسفة غرب غالباً نوعی‌هستی شناسی بوده است و در نتیجه همواره «دیگری» یا «غیریت» را به «همان» فروکاسته و این فروکاهش معنای اخلاقی داشته است. بنابراین به عقیده وی خطای فلسفه غرب این بوده که به جای این که متافیزیک را بر اخلاق اجتماعی بنا کند آن را بر هستی‌شناسی بناکرده است. اخلاق لویناس بر خلاف اخلاق همان محور سنتی، اخلاقی دیگر محور است. اومانیسم جدید لویناس نیز ناشی از همین نگرش غیرسنتی به اخلاق است. همچنین خدایی که لویناس در اخلاق از آن صحبت می‌کند نه خدا هستی‌شناختی است نه خدا درون ذهنی(حلولی) بلکه خدای نامتناهی و «بیرونی» است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationship between Ethics and Theology from Levinas’ Philosophy perspective

چکیده [English]

This article considers the relationship between ethics and theology in Levine’s thought. According to Levinas, the concept of “Same” and “Other” in his philosophy serves as a basis of theology or metaphysics. In a non-ontological interpretation, he considers God as “absolute Other” and then considers the human subjectivity and infinite idea as foundation of ethics, hence he inserts theology into ethics. For him, theology should be pursuit divine direction though faces to face relation not ontological relation between God and human. Levinas holds that the subject has ethical foundation. Levinas maintains that western philosophy often was ontology and therefore it reduced the “Other” or “Alterity” to “Same” and this reduction has ethical meaning. So, the mistake of western philosophy, according to him, is establishing metaphysics upon ontology instead on social ethics. Contrary to traditional ethics within same is important, Levinas’s ethics is based on the other. New humanism of Levinas emerged from this nontraditional attitude to ethics. God who Levinas speaks of is nither ontological nor immanent, rather is an infinit and “external” God. He employs husserlian phenomenological method for analyzing the relationship between ethics and theology. This article tries to explain the essence of ethics and theology in order to show the unity between them.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ethics
  • Theology
  • totality
  • other
  • same
  • God and Levinas