مقایسۀ‌ نظریۀ فطرت عقل با انسان معلق در اندیشۀ‌ سینوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

کاربرد علم حضوری و شهود نزد ابن‌سینا از اهمیت درخور توجهی برخوردار است؛ به همین دلیل، نظریۀ انسان‌ معلقِ وی نمونۀ بارز کاربرد مقام شهود محسوب می‌شود. متناظر با این نظریه می‌توان از نظریۀ دیگری یاد کرد که به نظریۀ فطرت شهرت دارد. شباهت دو نظریۀ یادشده در این مقام و استفاده از الفاظ مشابه مبنی بر توجه به مقام، فی نفسه نگارندگان را به مقایسۀ تطبیقی میان این دو نظریه برانگیخته‌است. نتیجۀ اجمالی این تحقیق، تقدم نظریۀ انسان معلق بر نظریۀ فطرت، آن ‌هم در یک ارتباط طولی، از حیث مبانی و لوازم و ملاک‌های این دو نظریه است. در مجموع می‌توان گفت که نظریۀ انسان معلق، در اثبات جوهریّت نفس، به حیطۀ نفس‌شناسی و نظریۀ فطرت، در مقام تمایز میان بدیهیات یقینی با سطح عامه، به حوزۀ معرفت‌شناسی مربوط می‌شود. تأمل در ملاک ادراکات نفسی نشان می‌دهد که ملاک فخر رازی، مبنی بر وسط یا عدم وسط در تشخیص قضایای اوّلی و غیراوّلی، بر ملاک ابن‌سینا تقدم معرفتی دارد. بدین ترتیب می‌توان مبناگروی سخت‌گیرانۀ فخر رازی، علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی، مبنی بر تعیین اولیات به عنوان تنها قسم بدیهی و موجه به خود، را با ارجاع به مقام انفسی و ادراکات مقام نفس و پسانفس مدلل کرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Comparison of the Theory of Nature of Intellect with Avicenna’s Idea of Hanging Man

نویسندگان [English]

  • Mahnaz Amirkhani
  • Zohreh Tavaziany
  • Maliheh Poorsaleh Amiri
چکیده [English]

Applying the presence science and intuition are of high importance in Ibn Sina’s thought. The theory of Hanging Man is a remarkable example of applying intuition. Corresponding to this theory is the theory of human nature. Similarities between these two theories, including their applying of the same words for referring to the presence science, has encouraged the authors to compare the two theories. The results of this comparison show the priority of the theory of Hanging Man to the theory of nature in a linear relationship in terms of principles, consequences and criteria. In this context, the theory of Hanging Man belongs to the ontology domain while the theory of human nature belongs to the epistemology domain. The contemplation on the criteria for perceptions of the soul shows that Razi’s criteria epistemologically precede to Ibn Sina’s criteria, because Razi’s criteria are based on the medium or the lack of medium in the recognition of primary premises. In this regard, the firm foundationalism of Fakhre Razi, Khajeh Tosi, and Allameh Helly, which is based on specifying primary premises as the only kind of evident and justified to self, can be based on cognitive of the soul perceptions and perceptions of the soul and the post-soul.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ibn Sina
  • The Presence Science
  • Hanging Man
  • The Theory of Human Nature
  • Firm Foundationalism