رهشِ سهروردی از چالشِ مطابقت و این‌همانی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی، مربی حق التدریس؛ گروه حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، استادیار حق التدریس.

2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، استادیار

10.30470/phm.2019.103988.1567

چکیده

سهروردی در نظام حکمت اشراق، از خود و خودآگاهیِ شهودی‌اش ره می‌سپرد و به خدا می‌رسد. او از یک‌سو، هویتِ خود و مبادی نوری‌اش را «حضورِ نزد خود» می‌یابد و از دیگر سو، فاعلیت (مبدئیت) و دیگرآگاهیِ انوار جوهری را با اضافه اشراقی تبیین می‌کند. از عباراتی که در هر یک از آثار تعلیمی او به تبیینِ چیستی و تعیینِ جایگاه اشراق و شهود در دو سپهر هستی و شناخت اختصاص یافته‌اند، می‌توان این‌همانیِ «هستی» و «حضور» را نتیجه گرفت و کلیتِ ضروری این معادله را در خودآگاهی و دیگرآگاهیِ نورالانوار به اثبات رساند؛ رهیافتی که به نحو نظام‌مند، هر گسستِ ممکن بین هستی‌شناسی و شناخت‌شناسی را مرتفع می‌کند. در واقع، سهروردی با بازبُردِ علم حصولی (باواسطه) به علم حضوری (بی‌واسطه) و با پی‌افکندنِ شناخت انسانی بر ضرورت و یقینِ شهودی، چالش احرازناپذیریِ مطابقت بین معلومِ بالذات (امر ذهنی) و معلوم بالعرض (امر عینی) را پشت سر می‌نهد و نحوه احرازِ این‌همانیِ شخصی را تبیین می‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Suhrawardi’s release from the correspondence and identity challenge

نویسندگان [English]

  • Mohsen Akbari 1
  • Muhammad Hussein Heshmatpoor 2
1 Philosophy department, Shahid Beheshti university, instructor tuition; Low department, Azad university, assistant professor tuition.
2 Islamic Philosophy and Theology department, Qom university, assistant professor
چکیده [English]

In his Illuminationist Hikmatic System, Suhrawardi started from himself and his intuitive self-conscousness and then he reached at the God. On the one hand, he found the identity of himself and his light causes as “presence by oneself”, and on the other hand, he explained the agency (origin-ness) and the other-consciousness of substantial lights by illuminationist relation. According to those parts of the philosopher’s constructive works which are devoted to the explanation of the identity and determination of the status of illumination and intuition in the spheres of existence and cognition, one can conclude that “existence” and “presence” are identical in Suhrawardi’s philosophy and the necessary generality of this function can be proven based on the self-consciousness and other-consciousness of the Light of Lights. By this approach, any possible gap between ontology and epistemology are systematically overcome. In fact, by tracing the knowledge by correspondence (mediated) back to the knowledge by presence (immediate), by founding the human cognition upon the intuitive necessity and certainty, Suhrawardi left behind the challenge of unrecognizability of correspondence between known-by-itself (the subjective) and known-by-something-else (the objective), and explained the recognition of personal identity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • “Illumination”
  • “Intuition”
  • “Existence”
  • “Presence”
  • “Correspondence”
  • “Personal Identity”