معناشناسی علامه حلی از مفاهیم حسن و قبح اخلاقی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه. عضو هیات علمی

2 پژوهشگر

10.30470/phm.2019.108340.1618

چکیده

معناشناسی مفاهیم اخلاقی، بداهت و تعریف‌‌‌پذیری یا تعریف‌ناپذیری آنها از زمره مباحث فلسفه تحلیلی اخلاق است. در این مقاله تلاش کرده‌ایم تا با تکیه بر معناشناسی فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر از مفاهیم اخلاقی، دیدگاه علامه حلی را به عنوان یکی از متکلمان امامیه که بیش از دیگران به مباحث فلسفة اخلاق پرداخته است، توضیح داده و بررسی کنیم. اگرچه علامه حلی مانند آدامز از فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر، مفاهیم خانوادة «ارزش» را از مفاهیم خانوادة الزام «تفکیک» نکرده است، ولی مانند جورج مور مفاهیم اخلاقی را بسیط و در نتیجه، غیر قابل تعریف حدی می‌داند. البته، برخلاف مور که تنها مفهوم خوب اخلاقی را غیرقابل تعریف می‌داند، اولاً هر دو مفهوم «خوب» و «بد» یا حسن و قبح را بدیهی و غیر قابل تعریف می‌داند، ثانیاً به مدد مفهوم «استحقاق ستایش و نکوهش» از آنها تعریفی رسمی ارائه داده و معتقد است که این نوع تعریف، منافاتی با بداهت آنها ندارد. همچنین، وی همچنین مفاهیم «خوب» و «بد» اخلاقی را از خوب و بد زیبایی‌شناختی جدا کرده و تا حدودی، به تمایز جان لاک میان کیفیات اولیه و ثانویه نزدیک شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Semantics Al-ʿAllāma al-Ḥillī On the Moral Concepts Of hosn and qobh

نویسندگان [English]

  • mohammadreza bayat 1
  • mohammadhossein kolahi 2
1 Faculty member
2 researcher
چکیده [English]

The semantics, e.g. self-evidence and (in)definability, of moral concepts is one of the considered subjects on Ethics. In this article, we shall try to explore al-ʿAllāma al-Ḥillī's views, as a theologian (mutakallim) considering his moral viewpoints more clearly than his predecessors, on the subject and explain it accordance with the contemporary debates. Unlike Adams, the moral philosopher, although he does not distinguish between moral value and that of obligation, he believes, like Moore, that the moral values are simple and indefinable by ḥaddī definition. It should be noted that unlike Moore claiming that merely “Good” is indefinable, firstly, Ḥillī, I think, believes that both “Good” and “Evil” are like that. Secondly, he asserts a rasmī definition praise and blame desert (istiḥqāq al-madḥ wa al-dhamm). It can be understood from his views that the definability by rasmī definition and self-evidence are compatible. Besides, he takes apart moral values from that of aesthetic. His distinction is similar to that of John Lock separating Primary Qualities from Secondary Qualities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • " Semantics of Moral concepts "
  • "moral value and obligation "
  • "Ḥillī"
  • "Moore"