اهمیت میانجی‌گری اخلاق کانتی بین حق انتزاعی و حیات اخلاقی و ضرورت گذار از اخلاق به حیات‌اخلاقی درکتاب مبانی فلسفه حق هگل

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 هیات علمی دانشگاه تبریز

2 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 دانشجوی دکترا، رشته فلسفه، دانشگاه تبریز

چکیده

همانطور که هگل در پیشگفتار کتاب مبانی فلسفه حق بیان کرده‌است؛ بحث مرکزی در این اثر، از بین بردن خودسرانگی اراده است که همان معنای عامیانه آزادی است. هگل در صدد ردیابی تحقق مفهوم آزادی به عنوان ایده در نفس‌الامر است. نگارنده معتقد است که در هر دو گذار هگل میان سه بخش اصلی این اثر یعنی از حق انتزاعی به اخلاق و از اخلاق به حیات اخلاقی، او خودسرانگی اراده را به عنوان نمود فاقد مفهوم رفع کرده است. در گذار نخست شخص به عنوان تعین حق انتزاعی که آزادی خویش را تنها در تملک چیزهای خارجی و بازشناسی آن از طریق دیگری می‌یابد، در دیالکتیک ناحق و رفع آن اسیر اراده‌ی خودسرانه‌ی فرد جزئی‌ای می‌شود که جرم را وارد تسلسلی نامتناهی می‌کند. بنابراین بازشناسی ساحت کلی درون انسان در جهت قانون‌گذاری امر خیر در مقام اخلاق ضرورت پیدا می‌کند. در این بخش وجدان به عنوان متعین کننده خیر درونی انسان، پس از آن‌که تمامی نهادها و قوانین عرف را در درون خویش مستحیل می‌سازد، به دلیل صوری بودن قانونش، به جای اراده‌ی امر کلی، اراده‌ی جزئی خویش را به عنوان محتوای قانون مطلق، وضع می‌کند و از این طریق ادعای مطلق بودن می‌کند که هگل آن را نتیجه اخلاق کانت و اینهمان با منطق حکومت ترور در فرانسه می‌داند. هگل در جهت رفع این خودسرانگی، به وجه ممیزه فلسفه اخلاق خویش یعنی حیات اخلاقی گذار می‌کند که در آن محتوای قانون‌های اخلاقی بایستی از طریق نهادهای جهان اجتماعی بالفعل که شخص در آن ساکن است چارچوب‌بندی شوند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The importance of mediating Kantian ethics between abstract right and ethical life And the Necessity of Transitioning Ethics to Ethical Life in the Foundations of Hegel's Philosophy of Law

نویسندگان [English]

  • mahmoud soufiani 1
  • muhammad asghari 2
  • Mohsen Bagherzadeh meshkibaf 3
1 Assistant professor- philosophy group-Tabriz university
2 Department of Philosophy, Faculty of Literature, Tabriz University, Tabriz, Iran
3 phd student
چکیده [English]

As Hegel has stated in the foreword to the foundations of the philosophy of right; the central argument in this work is to eliminate the arbitrary of the will, which is the folk meaning of freedom. Hegel seeks to trace the realization of the concept of freedom as an idea in the subject matter. The author argues that in both Hegelian transitions between the three main parts of this work, namely from the abstract right to morality and from morality to ethical life, he has eliminated the autocracy of will as a appearance without concept. In the wrong dialectic and its resolution, is captured by the arbitrary will of the individual who puts the mass into an infinite constellation. Therefore, it is necessary to recognize the general sphere of the human being in order to legislate the good as morality. In this section, conscience as the determinant of the inner good of the human being, after forming all the institutions and rules of custom within himself. This way he claims to be absolutist, which Hegel considers to be the result of Kant's ethics and in line with the logic of the terror government in France. In order to remove this arbitrary, Hegel trans to The distinctive aspect of his moral philosophy, that is, the ethical life, in which the content of moral laws must be framed through the institutions of the actual social world in which the person resides

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hegel
  • Morality
  • Ethical Life
  • abstract right
  • Freedom
  • will