سرشت وحی: مقایسۀ آراء مرتضی مطهری و نصرحامد ابوزید

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

تبیین سرشت وحی یکی از مسئله‌های پر مناقشه در الهیات ادیان ابراهیمی است. در الهیات اسلامی دربارۀ این موضوع دیدگاه‌های مختلفی ارائه شده است؛ براساس دیدگاه مشهور، وحی مجموعه‌ای از حقایق الهی است که توسط پیامبر و در قالب عبارت‌های زبانی برای انسان‌ها بیان شده است. در سال‌های اخیر دیدگاه دیگری نیز درباره‌ی وحی مورد توجه قرار گرفته که براساس آن وحی فاقد سرشت زبانی است. در این مقاله به مقایسۀ آراء مرتضی مطهری و نصرحامد ابوزید که هر کدام یکی از این دو دیدگاه را نمایندگی می‌کنند پرداخته شده است. به باور مطهری نزول وحی به این معناست که پیامبر در صعودی روحانی، حقایق الهی را دریافت کرده است، پس از آن این حقایق در مراتب وجود پیامبر تنزّل یافته و در نهایت به صورت امری محسوس که همان زبان عربی است ظاهر شده است. مطهری الفاظ قرآن را دارای منشاء الهی می‌داند و معتقد است وحی الهی امری فرا زمانی و فرا تاریخی است. در مقابل ابوزید وحی را فاقد سرشت زبانی می‌داند و معتقد است پیامبر صرفاً معانی را از فرشتۀ وحی دریافت می‌کرده، خود به آن صورت زبانی می‌بخشیده است. به باور او اگر چه کلام خداوند به پیامبر وحی شده است؛ اما آنکه کلام‌ خدا را تعبیر می‌کند و به آن ساخت عربی می‌دهد پیامبر است. علاوه بر این ابوزید وحی الهی را امری زمانی و تاریخمند می‌داند. در این نوشتار شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه‌های مطهری و ابوزید در مسائلی مانند ماهیت وحی، نقش پیامبر در فرایند دریافت و انتقال وحی و رابطۀ وحی با واقعیت و فرهنگ زمانه، مورد بررسی قرار گرفته و به ریشه‌های تفاوت تحلیل این دو متفکر از سرشت وحی اشاره شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Nature of Revelation: A Comparison of the Ideas of Morteza Motahari and Nasr Hamid Abu Zayd

چکیده [English]

The nature of revelation is one of the controversial problems in theology of religions. There are different views on this subject in the Islamic theology. According to the common view, revelation is a set of divine truths in the form of linguistic propositions that are presented to people via the holy prophet. In recent years, another view on the nature of revelation has been introduced. According to this view, revelation does not have a linguistic nature and is under the influence of historical-cultural factors. This paper aims to analyze the views of Morteza Motahari and Nasr Hamid Abu Zayd as the advocates for each perspective. According to Motahari, descent of revelation means that the prophet, during a spiritual ascending, receives divine truths and then these truths descend within the prophet's existence and are finally revealed in a linguistic form. Motahari believes that revelation is a meta-historical object. Abu Zayd, on the other hand, argues that revelation does not have a linguistic nature and the prophet just receives the divine meanings and shapes them in a linguistic form by himself. According to Abu Zayd, it is the prophet who gives the Arabic form to the revelation, and revelation is a historical object. In this paper the similarities and differences between these two perspectives are discussed. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Revelation
  • Morteza Motahari
  • Nasr Hamid Abu Zayd
  • linguistic nature