نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه

چکیده

رستگاری همواره مفهوم مورد التفات اکثر ادیان و مکاتب فکری در طول تاریخ بوده است. افلاطون نیز به عنوان متفکری مؤسس در این باب‌اندیشیده و بررسی‌اندیشه او در این باب مورد پژوهش مقاله حاضر بوده است. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که رستگاری و فلسفه در فلسفۀ افلاطون ارتباط وثیقی دارند. این ارتباط به نقش عقل در فلسفه او برمی‌گردد. عقل برای افلاطون جزئی از نفس است که اولاً انسان را انسان می‌کند و نهایتاً می‌تواند او را الهی نیز بکند. معنای این سخن آن است که افلاطون فکر می‌کند انسان به کمک عقل می‌تواند از چرخه تناسخ رهایی یابد و زنده فناناپذیر شود. توضیح این که از نظر افلاطون موجودات زنده به دو نوع هستند: فناپذیر و فناناپذیر. موجود زنده فناناپذیر همان نفس است که بال و پر (پاکی و کمال) خود را از دست نداده است و در عالم بالا می‌گردد و جهان لایتناهی را می‌پیماید. وقتی نفس بال و پرش را از دست بدهد و به کالبدی زمینی هبوط ‌کند و منشأ حرکت آن می‌شود، تبدیل به موجود زنده فناپذیر می‌شود. رستگاری از نظر افلاطون وقتی حاصل می‌شود که انسان به کمک عقل بتواند به عالمی‌که از آن هبوط کرده است، بازگردد. به دیگر سخن رستگاری حقیقی از نظر افلاطون رهایی نفس از چرخه تناسخ است و رهایی از چرخه تناسخ فقط با زندگی فیلسوفانه حاصل می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

The role of philosophy on salvation according to Plato

چکیده [English]

Salvation has always been considered as an important matter by most religions and the thought schools. Plato as an original philosopher, meditated on it. The result of his thought about salvation has been investigated in this essay. Thus, it had been found out that salvation and philosophy have a strong relation in Plato’s philosophy. Their relation has to do with the role of reason in his philosophy. Reason according to him, is a part of soul which makes us human beings and also could finally make us divine creatures. It means that human being, according to Plato, could free himself or herself from the cycle of rebirth with the help of reason and thus become a mortal living thing. In the other words, living things, according to Plato, are of two types: immortal and mortal. An immortal living thing is a winged soul patrolling all of heaven. When the soul sheds its wings, and wanders until it lights on something solid, where it settles and takes on an earthly body and makes it move, then it becomes a mortal living thing (human being). Therefore, whenever human being could come back to the heaven, he or she would be saved from the cycle of rebirth. However, salvation is only the result of life as a philosopher.

کلیدواژه‌ها [English]

  • : justice
  • Plato
  • rebirth
  • salvation
  • soul