نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 فلسفه و حکمت اسلامی دانشگده علوم و تحقیقات اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

2 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی

چکیده

هایدگر در کتاب سوفیست افلاطون، به تفسیر کتاب ششم اخلاق نیکوماخوس ارسطو و به ویژه مبحث فرونسیس پرداخته است. وی در این کتاب به پنج نحوه‌ی کشف و گشودگی دازاین یعنی اپیستمه، تخنه، سوفیا، نوس و فرونسیس می‌پردازد. وی «اپیستمه و سوفیا» را از سنخ نحوه‌ی معرفتی و «فرونسیس و تخنه» را از سنخ نحوه‌ی حساب‌گر نفس دازاین دانسته است. در واقع هایدگر پنج فضیلت عقلانی ارسطو را به عنوان نحوه‌های کشف و گشودگی دازاین معرفی می‌کند. وی سوفیا را به عنوان بالاترین نحوه‌ی معرفتی و فرونسیس را به عنوان بالاترین نحوه‌ی حساب‌گر دانسته است. لازم به ذکر است که هایدگر در نهایت فرونسیس را به جهت توجه در عمل به عنوان بالاترین نحوه‌ی کشف و گشودگی دازاین معرفی نموده است. از سوی دیگر در کتاب هستی و زمان در مباحث مربوط به دازاین و بویژه مناسبات دازاین با دازاین‌های دیگر، می‌توان به فرونسیس به عنوان نحوه‌ای از وجود دازاین پی برد. در واقع نحوه‌ی وجود اگزیستانسیال دازاین همان نحوه وجود فرونتیک است. نکته قابل توجه در نوشتار حاضر این است که هایدگر در کتاب سوفیست افلاطون همان تفسیری را از فرونسیس ارائه داده که در کتاب هستی و زمان وی قابل برداشت است. در واقع هایدگر برای بیان فرونسیس به وجود اگزیستانسیال دازاین اشاره و در نهایت نحوه رفتار اصیل را در عمل بر اساس ندای وجدان دانسته است؛ همان چیزی که در سوفیست افلاطون به عنوان وجدان فراموش نشدنی تعبیه شده است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Heidegger's interpretation of Phronesis in Plato’s Sophist and its relation to Being and Time

نویسندگان [English]

  • Maryam Samadieh 1
  • Majid Mollayousefi 2

1 -

2 Associate Professor of Department of Islamic Philosophy and Wisdom, Imam Khomeini International University

چکیده [English]

هایدگر در کتاب سوفیست افلاطون، به تفسیر کتاب ششم اخلاق نیکوماخوس ارسطو و به ویژه مبحث فرونسیس پرداخته است. وی در این کتاب به پنج نحوه‌ی کشف و گشودگی دازاین یعنی اپیستمه، تخنه، سوفیا، نوس و فرونسیس می‌پردازد. وی «اپیستمه و سوفیا» را از سنخ نحوه‌ی معرفتی و «فرونسیس و تخنه» را از سنخ نحوه‌ی حساب‌گر نفس دازاین دانسته است. در واقع هایدگر پنج فضیلت عقلانی ارسطو را به عنوان نحوه‌های کشف و گشودگی دازاین معرفی می‌کند. وی سوفیا را به عنوان بالاترین نحوه‌ی معرفتی و فرونسیس را به عنوان بالاترین نحوه‌ی حساب‌گر دانسته است. لازم به ذکر است که هایدگر در نهایت فرونسیس را به جهت توجه در عمل به عنوان بالاترین نحوه‌ی کشف و گشودگی دازاین معرفی نموده است. از سوی دیگر در کتاب هستی و زمان در مباحث مربوط به دازاین و بویژه مناسبات دازاین با دازاین‌های دیگر، می‌توان به فرونسیس به عنوان نحوه‌ای از وجود دازاین پی برد. در واقع نحوه‌ی وجود اگزیستانسیال دازاین همان نحوه وجود فرونتیک است. نکته قابل توجه در نوشتار حاضر این است که هایدگر در کتاب سوفیست افلاطون همان تفسیری را از فرونسیس ارائه داده که در کتاب هستی و زمان وی قابل برداشت است. در واقع هایدگر برای بیان فرونسیس به وجود اگزیستانسیال دازاین اشاره و در نهایت نحوه رفتار اصیل را در عمل بر اساس ندای وجدان دانسته است؛ همان چیزی که در سوفیست افلاطون به عنوان وجدان فراموش نشدنی تعبیه شده است.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Heidegger
  • Plato’s Sophist
  • Phronesis. Dasein. Existential being
  • Being and Time
  1. احمدی، بابک (1381)، هایدگر و پرسش بنیادین، تهران، نشر مرکز.
  2. صمدیه، مریم و ملایوسفی، مجید (1396)، ارسطو و فرونسیس (حکمت عملی)، فصلنامه علمی پژوهشی آینه معرفت، سال هفدهم، شماره پنجاه و سوم.
  3. صمدیه، مریم و ملایوسفی، مجید (1398)، تفسیر هایدگر از فرونسیس و رابطه­ی آن با آگاثون (ایده خیر)، فصلنامه­ی علمی پژوهش های فلسفی، سال سیزدهم، شماره بیست و نهم، صص 299-316.
  4. صمدیه، مریم و دیگران (1396)، مقایسه فرونسیس در اندیشه هایدگر و ملاصدرا، دوفصلنامه پژوهش های عقلی نوین، سال سوم، شماره پنجم، صص 9-29.
  5. لوکنر، آندرئاس (1394)، درآمدی به وجود و زمان، ترجمه احمدعلی حیدری، تهران، نشر علمی.
  6. هایدگر، مارتین (1389)، هستی و زمان، ترجمه سیاوش جمادی، تهران، ققنوس.
  7. Altman, Megan E. (2009), "Praxis and theoria: Heidegger's" violent" interpretation."
  8. Aristotle (2004), Nicomachean Ethics, Translated and Edited by Roger Crisp, Cambridge University Press.
  9. Blattner, William D. (1994), the concept of death in Being and Time, Man and World, 27(1), pp.49-70.
  10. Bowler, Michael (2008), Heidegger and Aristotle: philosophy as práxis. Continuum international Publishing Group.
  11. Brogan, Walter A. (2005), Heidegger and Aristotle: The twofoldness of being. State University of New York Press, Albany.
  12. De Beistegui, Miguel (2003), Thinking with heidegger: Displacements. Indiana University Press.
  13. Gillespie, Michael Allen (2000), "Martin Heidegger's Aristotelian national socialism." Political theory, Vol 28. No 2: 140-166.
  14. Gonzalez, Francisco J. (2006), Beyond or Beneath Good and Evil? Heidegger’s Purification of Aristotle’s Ethics in Heidegger and the Greeks interpretive Essays, edited by Drew A. Hyland and John Panteleimon Monoussakis, Indiana University press.
  15. Heidegger, Martin (1992), Gesamtausgabe: Platon Sophistes,
  16. ____________ (1997), Plato’s Sophist, translated by Richard Rojcewicz and Andre Schuwer,
  17. ____________ (1998), Pathmarks, Translated by William McNeill.
  18. ____________ (1999), "Ontology The Hermeneutics of Facticity." Translated by John van Buren, Indiana university press.
  19. ____________ (2009), Basic concepts of Aristotelian philosophy. Translated by Robert D. Metcalf and Mark B. Tanzer, Indiana University Press. Bloomington & Indianapolis
  20. Lewis, Jonathan (2015), Reification and the aesthetics of music, Routledge, New York.
  21. Sadler, Ted (1996) Heidegger and Aristotle: The question of being. The Athlone Press.
  22. Volpi, Franco (2007), In whose name? Heidegger and ‘practical philosophy’. Translated by Niall Keane, European Journal of Political Theory, 6(1), pp.31-51.